یک داستان کوتاه از نسرین بهجتی آذر 96 .....حمام عمومی و فیلم سنگام
از وقتی که من و آبجی هایم به مادرمان اعتراض کردیم که عزیز کرده بابا جان برادر کوچکمان اجازه ندارد با ما دخترها حمام بیاید حمام خانگی ما عملا تعطیل شدو ما هفته ای یکبار مثل جوجه اردک پشت سر مادرمان ردیف می شدیم و به حمام عمومی رفتیمبه محض ورود ما کارگر حمام بقچه سوزن دوزی را از دست مادرمان و می گرفت وبا احترام و عزت روی یک سکو سفارشی می گذاشتصغری خانم دلاک حمام زنی نحیف و لاغر با موهای حنا بسته اش اولین نفری بود که در خزینه آب فرو می رفت ... حقش بود چند ساعت می نشست تا آب خزینه پُر شود ومعنی حیف خودم را خوب می دانست ...همیشه فکر می کردم اگر روزی صغری خانم تک و تنها در خزینه حمام خفه بشود و مثل ماهی روی آب گرم خزینه بالا بیاید چه کسی به پسر بیچاره اش خبر خواهد دادآن روز را هرگز فراموش نمی کنم هفت یا هشت سالم بود قرار بود صغری خانم مرا سفارشی بشوید صغری خانم روشور را روی کیسه فشار می داد تا نرم شود و سپس به تن ظریفم محکم می کشید و می گفت تکان نخور می خوام گل پنیرت کنم مثل برف سپیدت بکنم ... پوست سبزه تند من بجای سفید شدن فقط خراش بر می داشت و می سوخت اما اهمیت نمی دادم چون اتفاق مهمی قرار بود بیفتد ... مادرم به من وعده داده بود که اگر مثل یک دختر خوب بگذارم دلاک مرا خوب کیسه بکشد و موقع سر شستن جنجال بپا نک
برچسب: نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 12:14
در بدترین شرایط زندگی بخاطر داشته باش
همانطور که گاهی نمی توان جلوی آمدن اتفاق بد را گرفت
همانطور هم نمیتوان جلوی اتفاق خوب را گرفت
درست مثل رنگین کمان پس از بارش بارانهای تٍُند
درست مثل بهار یا شب خوش یلدا که هیچ قدرتی نمی تواند جلوی آمدنش را بگیرد
اتفاق خوب هم خواهد آمد
نسرین بهجتی
به صفحه اینستاگرام من خوش آمدید ...
NASRINBEHJATI
برچسب: نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 12:14
برچسب: داستانکی, نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:29
برچسب: نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:29
برچسب: نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:29
برچسب: نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:29
برچسب: کرمانشاه, نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:29
برچسب: کرمانشاه, نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:29
برچسب: کرمانشاه, نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 0:50
امشب تمام کاشی های آشپزخانه ام را برق می اندازمو میز صبحانه فردا را مفصل تر ازهمیشه می چینمامشب تمام اعضای خانواده ام را دل سیری می بوسمامشب با تمام شبها فرق داردچون آنقدر خودخواهمکه نمی خواهم حتی یک لحظه جای خواهریدر ویرانه های مسکن مهر در قصر ش
برچسب: نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 0:50
برچسب: نویسنده: نرگس زارعینیا تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 0:50